
مدام عکسی را می بینم و تپش قلب پیدا می کنم...عکس دستان دختری که روی میزی است به سمت دست "او" کشیده شده... این ساعت های آخر عجیب کند می گذرد....ان شاءالله فقط 13 ساعت و 30 دقیقه مانده.... ...
ادامه مطلب
فکر نمی کردم دیدار بعدی مان این جا باشد آن قدر دیر شد که برایت یک عمر گذشت و من از دیدنت چهرت ات پیش از آن که در نقاب خاک رود محروم شدم اصل نوشت: خدا رحمتت کند رفیق...
ادامه مطلب