از سر کوی تو معکوس نگردم هرگز
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 11:28
قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آن چه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد...و تو، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودی و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توب...
یادداشت 1
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 2:09
امروز زنگ ورزش بچه ها رو معلمشون می خواست ببره بوستان نرگس1 از کادر مدرسه کسی که مسئول بود حالش بد بود کمی، منم فداکارانه داوطلب شدم برم با بچه هام! به نظرم تجربه خوبی بود دلایلم برای رفتن این ها بود 1. بچه ها اکثرا ورزشو جدی نمی گیرن (یا اهمیتش رو متوجه نمی شن یا حال ندارن!) 2.دوست داشتم با بچه هام...
مثلا خلاقیت
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 18:34
یکی از دانش آموزا پرسید که چرا منفی در مثبت می شه منفی و الخ جلسه بعدش یه پاسخ آماده کردم که به نظرم خیلی ساده فهم بود نباید بروی= نرو - += - چهره بچه ها دیدنی بود انگار پونزده علامت ! همگی به من خیره شده بودن... xa0 xa0 مقایسه کار بدیه ولی من که قد اینا بودم p آنگاه q و نقیضِ نقیض و اینا رو بلد بود...
نفرین شده!
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 3:45
First day of school!This time as a teacher xa0 1.اصل نوشت یازده سال پیش که معلم ریاضی ام نفرینم کرد که ان شاءالله معلم شی و یه دانش آموز مثل خودت گیرت بیاد فکرشم نمی کردم که این قدر دقیق نفرینش بگیره! حالا امیدوارم نهایتا یه دانش آموز مثل خودم گیرم بیاد و گرنه بدبخت می شم 2.پانوشت: تنوع طلبی اجتماعی...
بر سرکوزه نه!
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 20:54
چند وقت پیش از فرط گشنگی گذرم به یه ساندویچی افتاد که همبگرای معروفی دارهxa0 بعد صندوق دارش داشت با رفیقش درباره پایان نامه اش صحبت می کرد! فکرم بر سر این دو راهی گیر کرد 1. خداروشکر که سطح تحصیلات این قدر بالا رفته که حتا ساندویچی ها هم مدرک ارشد دارن 2. ارزش مدرک این قدر کم شده که با مدرک ارشد نها...
آری شود ولی به خون جگر شود
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:25
چند وقت به سرعت از کنار درخت تناوری گذشتم که سرش را بریده بودند اما دوباره شاخه نازکی از داخل تن بی سرش روییده بود دیری نمی پاید که بازهم مثل گذشته پر از برگ می شود، سبز می شود و دیگران در سایه اش می آسایند xa0 پانوشت: بی توجه از کنارش رد شدم اما جا داشت به پاس درسی که به من داد برای دقایقی هم که شد...
همچنان
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:25
همین چند روز پیش تو پردیس فنی یه خانومی ازم پرسید دانشکده برق کجاست؟ در جواب در حالی که پیچیدن به سمت راست رو نشون می دادم گفتم اولین دانشکده سمت چپ! xa0 رونوشت به برادر عزیزم: برای گرفتن مدرک کارشناسی ارشد رشته فیزیک نیازی به دونستن دست راست و چپ نبود رونوشت به دوستان عزیز: با این وعضم می خوام دکتر...
ربع قرن
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:24
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم xa0 xa0 xa0ربع قرن سن دارم وز محنت عقل آزادم xa0 هدیه نوشت:xa0بدین سان که دارد به نزد خلق و خوی xa0xa0به ذاتش نژاده، متانت به روی xa0(شاعر برادر گرام) xa0
برم گوهر خود را به بازار دگر!
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:23
من از آن جور روز افزون که سنجش داشت دانستم xa0 xa0جرس فریاد می دارد که بربندم محمل را xa0 اصل نوشت: تو با خدای خود انداز کار و خوش دار xa0
تفاوت ره از کجاست به کجا
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:22
دیروز داشتم مجسمه ای که ساخته بودم رو رنگ می کردم بابام خداحافظی کرد و با عجله رفت بعد رسید دم در حال اما برگشت به اتاقم و من رو بوسید و گفت خیلی از مجسمه ات خوشم اومد! در حالی که رنگ زرد و قرمز رو روی پلیت می ریختم می اندیشیدم که تفاوت هنر و فیزیک شاید در فطری بودن هنره... پانوشت: یادداشت های جوان ...
ایام نخواهد ماند
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:21
یکxa0 دو سهxa0 چهار پنجمین ماه هم گذشت... باقیش؟
عطلت گزیده ام زین روی مدتی!
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:20
امروز بازهم با مقاله ها چشم تو چشم شدم!xa0هرچی نگاه کردمشون از رو نرفتن...خورشید غروب کرد xa0به سمت خونه راهی شدم از جلوی آتلیه رد شدم یک دفعه به سرم زد برم آتلیه عکس بگیرم!xa0 من: سلام! تو دکورتون پنجره دارین؟ خانومه: نه من: می شه دکور اسپرت تون رو ببینم؟ خانومه عکسا رو رو لب تاب باز کرد...یه در قد...
هنگامی که اندوه من به دنیا آمد
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:19
هنگامی که اندوه من به دنیا آمد از او پرستاری کردم و با مهر و ملاطفت نگاهش داشتم. اندوه من مانند همه چیزهای زنده بالا گرفت و نیرومند و زیبا شد و سرشار از شادی های شگرف. من و اندهم به یک دیگر مهر می ورزیدیم و جهان گرادگردمان را هم دوست می داشتیم زیرا که اندوه دلِ مهربانی داشت و دل من هم از اندوه مهربا...
المپیا
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:18
یه زمانی فکر می کردم که چرا مردم این قدر طرفدار تیم ایران تو مسابقات ورزشی هستن اما درباره مسابقات علمی بین المللی تقریبا هیج علاقه ای نشون نمی دن! حالا به این نتیجه رسیدم که به چیزایی فکر می کردم!! xa0 xa0
وعده دیدار
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:17
فکر نمی کردم دیدار بعدی مان این جا باشد آن قدر دیر شد که برایت یک عمر گذشت و من از دیدنت چهرت ات پیش از آن که در نقاب خاک رود محروم شدم xa0 xa0اصل نوشت: خدا رحمتت کند رفیق